تبلیغات
ثقلین - شهادت حضرت رقیه (س)

اِنی تارِکٌ فیکُمُ الثَقَلَین،کِتابَ اللهِ و عِترَتی وَ اِنَّهما لَن یَفتَرِقا حَتّی یَرِدا علَیَّ الحَوض.

نظر سنجی

میزان رضایت شما از وبلاگ چقدر می باشد؟







آمار بازدیدها

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


شمارنده


کد لوگوی ثقلین

ثقلین


ضامن آهو

ضامن آهو



اِنی تارِکٌ فیکُمُ الثَقَلَین،کِتابَ اللهِ و عِترَتی ما ان تمسّکتم بهما لن تضلّوا ابداً وَ اِنَّهما لَن یَفتَرِقا حَتّی یَرِدا علَیَّ الحَوض.
نویسنده :رضا دبیر
تاریخ:1394/08/27-12:19 ق.ظ

شهادت حضرت رقیه (س)

شهادت حضرت رقیه (س) تسلیت باد

رقیه بنت الحسین

شهادت غم انگیز حضرت رقیه(س)

در منابع معتبر شیعه، شهادت غم انگیز حضرت فاطمه صغری و یا رقیه علیها سلام، دختر امام حسین(ع) چنین آمده است:
عصر روز سه شنبه در خرابه در كنار حضرت زینب(س) نشسته بود. جمعی از كودكان شامی را دید كه در رفت و آمد هستند.
پرسید: عمه جان! اینان كجا می روند؟ حضرت زینب(س)فرمود: عزیزم این ها به خانه هایشان می روند. پرسید: عمه! مگر ما خانه نداریم؟ فرمودند: چرا عزیزم، خانه ما در مدینه است. تا نام مدینه را شنید، خاطرات زیبای همراهی با پدر در ذهن او آمد.
بلافاصله پرسید: عمه! پدرم كجاست؟ فرمود: به سفر رفته. طفل دیگر سخن نگفت، به گوشه خرابه رفته زانوی غم بغل گرفت و با غم و اندوه به خواب رفت. پاسی از شب گذشت. ظاهراً در عالم رؤیا پدر را دید. سراسیمه از خواب بیدار شد، مجدداً سراغ پدر را از عمه گرفت و بهانه جویی نمود، به گونه ای كه با صدای ناله و گریه او تمام اهل خرابه به شیون و ناله پرداختند.
خبر را به یزید رساندند، دستور داد سر بریده پدرش را برایش ببرند. رأس مطهر سید الشهدا را در میان طَبَق جای داده، وارد خرابه كردند و مقابل این دختر قرار دادند. سرپوش طبق را كنار زد، سر مطهر سید الشهدا را دید، سر را برداشت و د رآغوش كشید.
بر پیشانی و لبهای پدر بوسه زد و آه و ناله اش بلند تر شد، گفت: پدر جان چه كسی صورت شما را به خونت رنگین كرد؟ پدر جان چه كسی رگهای گردنت را بریده؟ پدر جان «مَن ذَالَّذی أَیتَمَنی علی صِغَرِ سِنِّیِ» چه كسی مرا در كودكی یتیم كرد؟ پدر جان یتیم به چه كسی پناه ببرد تا بزرگ بشود؟ پدر جان كاش خاك را بالش زیر سرم قرار می دادم، ولی محاسنت را خضاب شده به خونت نمی دیدم.
دختر خردسال حسین(ع) آن قدر شیرین زبانی كرد و با سر پدر ناله نمود تا خاموش شد. همه خیال كردند به خواب رفته است اما وقتی به سراغ او آمدند، از دنیا رفته بود. شبانه غساله آوردند، او را غسل دادند و در همان خرابه مدفون نمودند.

منابع:
۱ - شرح شمع (علی ثمری)
۲ - نفس المهموم (شیخ عباس قمی)
۳ - الدمعة الساکبة (محمد باقر دهدشتی بهبهانی)


دانلود مداحی آذری حاج داود علیزاده درباره حضرت رقیه (س)

<[Aparat]>

[http://www.aparat.com/v/PSMUi]

مداحی ترکی سید ذاکر درباره حضرت رقیه (س)

<[Aparat]>

[http://www.aparat.com/v/28X5y]


آن شب که سر پدر به دستت دادند ، جامی دگر از می الستت دادند
ای یاد تو دل شکستگان را مونس ، از داغ غم پدر شکستت دادند

سید رضا مؤید





ارجــــاع ها: منبع: ضامن آهو  وبلاگ تخصصی حضرت رقیه (س)